• امروز دوشنبه سی و یکم شهریور 1399 

اخبار سازمان اوقاف

مطالب ویژه

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان سمنان

ما را در پیام رسان بله دنبال کنید

زیارت مجازی امامزادگان استان

نرم افزار اندروید بیانیه گام دوم انقلاب

سامانه میز خدمت الکترونیک

خدمات غيرحضوري

سامانه تدارکات الکترونیکی دولت

سامانه شکايات

احراز هویت

سامانه سجنا

«با کاروان حسینی»کاروان امام حسین (ع) به منزل ثعلبیه رسید/ شهادت میثم تمار پیش از ورود امام حسین(ع) به کربلا

«با کاروان حسینی»کاروان امام حسین (ع) به منزل ثعلبیه رسید/ شهادت میثم تمار پیش از ورود امام حسین(ع) به کربلا

در روز بیست و دوم ذی الحجه کاروان امام حسین(ع) به منزل ثعلبیه وارد شد. این منزل برای کسی که از مکه به کوفه میرود، بعد از منزل شقوق و قبل از منزل خزیمیه واقع شده است. یکی دیگر از اتفاقات مهم این روز شهادت میثم تمار در کوفه است.

 چهارشنبه 22 مرداد 1399   1847  0      

به گزارش ستاد راهبردی اطلاع رسانی وقف در استان سمنان، نام یکی از منزلگاههای نزدیک کوفه که امام حسین (ع) در مسیر خود از آنجا گذشت . ثعلبیه ، به نام ثعلبه ، مردی از بنی اسد است که در آنجا فرود آمده و ساکن شده و چشمه ای حفر کرده بود .در این محل که قناتی داشته ، امام حسین (ع) بار افکند و یک شب آنجا ماند . در همین منزل بود که آن حضرت با « طِرِماح » برخورد کرد و او را به همراهی خویش فرا خواند . او رفت که اجناس و وسایل را به خانواده اش برساند و برگردد ، ولی وقتی برگشت که امام حسین (ع) به شهادت رسیده بود . و در همین منزلگاه بود که مردی نصرانی همراه مادرش خدمت امام رسیدند و به دست او مسلمانان شدند .
الملهوف: حسين عليه السلام شب را در ثعلبيّه به سر برد و چون بامداد شد، مردى از مردم كوفه با كنيۀ ابو هِرّۀ ازْدى را ديد. او چون نزد حسين عليه السلام آمد، بر ايشان سلام كرد و سپس گفت: اى فرزند پيامبر خدا! چه چيزى تو را از حرم خدا و حرم جدّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، بيرون كرده است‌؟
حسين عليه السلام فرمود: «واى بر تو، اى ابو هِرّه! بنى اميّه، دارايى‌ام را گرفتند، بردبارى كردم، دشنامم دادند، تاب آوردم و خواستند خونم را بريزند، گريختم. به خدا سوگند، گروه ستم‌پيشه، مرا خواهند كشت و خداوند بر آنان، خوارىِ‌ گسترده و شمشير بُرّان را مسلّط‍‌ مى‌سازد و كسى را بر آنان چيره مى‌گردانَد كه خوارشان كند تا از مردم سَبَأ - كه زنى بر آنان، حاكم بود و در دارايى و خون‌هايشان، بر آنان فرمان راند تا خوارشان ساخت - خوارتر باشند.
الأمالى، صدوق - به نقل از عبد اللّٰه بن منصور، از امام صادق، از پدرش امام باقر، از جدّش امام زين العابدين عليهم السلام -: حسين عليه السلام حركت كرد تا به رُهَيمه رسيد. آن جا مردى كوفى با كنيۀ ابو هَرِم، بر او وارد شد و گفت: اى پسر پيامبر! چه چيزى تو را از مدينه بيرون آورد؟
فرمود: «واى بر تو، اى ابو هَرِم! دشنامم دادند، تاب آوردم. دارايى‌ام را خواستند، تحمّل كردم. خونم را خواستند، گريختم. به خدا سوگند كه مرا خواهند كشت. سپس خدا، آنان را به خوارىِ‌ گسترده و همه‌جانبه و شمشير بُرّان، گرفتار مى‌سازد و كسى را بر آنان چيره مى‌سازد كه خوارشان گردانَد».
تاريخ دمشق - به نقل از سفيان -: مردى از بنى اسد، به نام بَحير - كه اهل ثعلبيّه بود -، پس از سال يكصد و پنجاه [هجرى]، براى ما گزارش كرد و مردى مسن‌تر از او در راه نبود.
گفتم: مانند كه بودى، هنگامى كه حسين بن على عليه السلام به شما رسيد؟
گفت: نوجوانى، كه تازه به بلوغ رسيده است. آن روز، برادر بزرگ‌ترم به نام زُهَير، نزد حسين عليه السلام رفت و گفت: اى فرزند پيامبر خدا! تو را در ميان مردمى اندك مى‌بينم!
حسين عليه السلام با تازيانه‌اى كه در دستش بود، چنين اشاره كرد و بر خورجينى كه پشتِ‌ سرش بود، زد و فرمود: «اين خورجين، آكنده از نامه است». گويى او از سخن [ بى‌پرواى] برادرم [ ناراحت شده بود و] شدّت عمل به خرج داد.
به او گفتم: چند ساله‌اى‌؟
گفت: 116 ساله.
غذا و كالايمان را به او سپرديم و چون باز گشتيم، آن را از او خواستيم. گفت: اگر غذايى باشد! شايد جانداران، آن را خورده‌اند.
گفتيم: اى دريغا! غذايمان رفت. امّا ديديم كه او با من شوخى كرده و غذا و كالايمان را به ما داد.


و امام میثم؛ میثم تمار پیش از ورود امام حسین(ع) به کربلا در کوفه به شهادت رسید

میثم بن یحیی اسدی که بدلیل خرما فروشی به تمار معروف بود یکی از یاران نزدیک امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) بود و از آن حضرت به اندازه استعداد خویش، دانش و معرفت آموخت.
وی پیش از شهادت ابا عبدالله الحسین(ع) در کربلا، شهادت آن حضرت و یارانش را پیش بینی کرده بود. (الأمالی[شیخ صدوق]،ص110؛بحار الانوار[علامه مجلسی]،ج45،ص 202)
میثم تمار در کوفه امام علی(ع) را همراهی می کرد و آن حضرت چیزهایی را که نمی توانست به خیلی از همراهان خود بگوید، بدلیل ظرفیت بالای میثم تمار به وی می فرمود. از جمله وی را از آینده اش و کشته شدنش در راه خدا و محبت اهل بیت خبر داد.
در اینباره روایات فراوانی نقل شده است . از جمله، یوسف بن عمران روایت کرد که میثم تمار به من گفت: روزی حضرت علی(ع) مرا خواست و فرمود:چگونه خواهد بود حال تو آن زمانی که فرو مایه بنی امیه(عبیدالله بن زیاد) تو را بخواند و بخواهد از من برائت جویی؟ گفتم: من از تو برائت نمی جویم. امام علی(ع): به خدا سوگند، در آن حال او تو را به صلیب کشیده و می کشد. گفتم :صبر پیشه می کنم و این کار از من، در نزد خدای متعال بسیار اندک است. امام علی: در آن حال ، در بهشت با من خواهی بود.(الخرائج والجرائح[قطب الدین راوندی]،ج1،ص229)
... در سالی که امام حسین(ع) بر علیه یزید قیام کرد، میثم به سفر حج رفته بود و در بازگشت به کوفه در قادسیه دستگیر شد.

در آن ایام با آمدن عبیدالله بن زیاد به کوفه و شهادت مسلم بن عقیل دراین شهر، رعب و وحشت عظیمی مردم شهر را فرا گرفته بود و عبید الله بن زیاد حکومت نظامی بسته و کنترل کننده ای اعمال می کرد و تمامی دوستان و دوستداران ولایت را دستگیر و شکنجه می کرد.
از جمله میثم تمار را پیش از رسیدن به خانه اش در قادسیه دستگیر و او را به قصر عبیدالله بردند. عبیدالله از وی خواست که از علی(ع) برائت بجوید و وی را دشنام دهد.
ولی میثم تماراز این کار امتناع و مناقب حضرت علی را بر زبان جاری کرد. عبیدالله هر چه تلاش کرد فایده ای نداشت و از روی خشم و غضب دستور داد وی را در بالای داری آویخته و هیچگونه آب و غذایی ندهند، تا جان دهد.
ولی میثم تمار در بالای دار نیز از مناقب و فضایل اهل بیت سخن می گفت و اهالی کوفه با اجتماع در پای دار به سخنانش گوش داده و بر دشمنان اهل بیت لعنت می فرستادند.
عبیدالله دستور داد بر دهانش لجامی بزنند تا وی امکان سخن گفتن نداشته باشد این نخستین لجامی بود که در تاریخ اسلام بر دهان یک انسان زدند و او را از گفتن باز داشتند.
میثم سه روز تمام در بالای دار مقاومت کرد و تا توانست از نیکی های امیرمؤمنان، فضایل اهل بیت و ستمکاری های یزیدبن معاویه و عبیدالله بن زیاد سخن گفت تا مردم را با حقایق آشنا کند .
روز چهارم زبانش را از کام بیرون آوردند(در برخی منابع تاریخی آمده است دستها و پاهای وی را نیز قطع کرده‌اند) و بر بدن شریفش نیزه زدند و به همان حالی که مولایش امام علی(ع) پیش‌بینی کرده بود وی را به شهادت رساندند.( کشف الیقین[علامه حلی]،ص77؛خصائص الائمه(ع)[سید رضی]،ص54؛ الفضایل [ابن شاذان]،ص 103؛ اختیار معرفه الرجال[شیخ طوسی]ص 80وص82وص85)
شهادت وی روز 22 ذیحجه سال 60 قمری داد .
مدتی پیکر پاک و مطهر میثم پس از شهادتش بر سر دار بود. ابن زیاد برای اهانت بیشتر به میثم اجازه نداد بدن مقدس او را پایین آورده و به خاک بسپارند، می خواست با استمرار این صحنه زهر چشم بیشتری از مردم بگیرد .
اما هفت تن از مسلمانان غیور و متعهد که از همکاران او و خرمافروش بودند تاب نیاورده و با تدبیری پیکر میثم را از دار پایین آورده دفن کردند . محل دفن میثم تمار در سرزمین عراق، محلى میان نجف اشرف و کوفه است .
انتهای پیام/
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 

آخرین اخبار