• امروز چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1397 

اخبار سازمان اوقاف

مطالب ویژه

احراز هویت

احراز هویت

دوره تربیت مربی حافظان قرآن کریم

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

علم، نور است؛ ولی در دل سیاه و قلب فاسد، دامنۀ ظلمت و سیاهی

علم، نور است؛ ولی در دل سیاه و قلب فاسد، دامنۀ ظلمت و سیاهی

آیت‌الله احمد عابدی: در نفسی که مهذّب نشده علم، حجاب ظلمانی است؛ «العلم هو الحجاب الأکبر»؛ لذا شرّ عالِم فاسد برای اسلام، از همۀ شرور خطرناک تر و بیش تر است. علم، نور است؛ ولی در دل سیاه و قلب فاسد، دامنۀ ظلمت و سیاهی را گسترده‌تر می‌سازد.

 چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397   65  0      

به گزارش روابط عمومی سازمان اوقاف و امور‌خیریه، نهمین مجمع مدیران و مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه با سخنرانی آیت‌الله احمد عابدی از اساتید حوزه علمیه قم برگزار شد.
آیت‌الله احمد عابدی ضمن بیان اینکه حجاب به معنای مانع دید است گفت: کلمۀ «حجاب» در لغت به معنای پوششی است که مانع و حایل بین بیننده و آن‌چه می خواهد ببیند، باشد؛ و هر آن‌چه مانع چشم از دیدن باشد «حجاب» نامیده می‌شود و چون این کلمه مصدر است و به معنای اسم فاعل به کار رفته، پس «حجاب» یعنی منع کردن؛ ولی به معنای منع کننده استعمال شده است.
در آیات شریفۀ قرآن ـ که تقریباً هشت مرتبه کلمۀ «حجاب» و مشتقات آن به کار رفته ـ و نیز در روایات زیادی، کلمۀ «حجاب» به معنای مانع و آنچه جلوگیری از دیدن یا فهمیدن چیز دیگری باشد، به کار رفته است.
کلماتی از قبیل «غطاء»، «قفل بر قلب»، «ستر»، «اکنّه» و «طبع» نیز مترادف با حجاب استعمال شده اند. ضمناً «حجال» به معنای عروس نیز ـ چون غالباً عروس، پرده نشین و دارای حجابی است تا نگاه نامحرم به او نیفتد ـ معنای حجاب را می فهماند.
کشف، شهود، معاینه، ابصار و بصیرت نیز به عنوان ضد حجاب شناخته شده اند. مثلاً می توان ادعا کرد: کسی که به کشف و شهود رسیده است، حجاب ندارد؛ و همۀ آنان که در حجابند، از مشاهدۀ جمال حق محروم می‌باشند.
ماده، حجاب مجرد است و شهادت، حجاب غیب؛ چنان که بسط حجاب قبض و قبض حجاب بسط، هشیاری حجاب مستی است و مستی حجاب هشیاری، صحو حجاب محق است و محق حجاب صحو، روز حجاب شب است و شب حجاب روز، جود حجاب بخل است و بخل حجاب جود است، خلوت حجاب جلوت است و جلوت حجاب خلوت؛ هر کس با خلوت انس گیرد جلوت را از دست می دهد و هر کس جلوت را به دست گیرد؛ خلوت را از دست می‌دهد. و شاید یک معنای «مَن مات، فقد قامت قیامته» این باشد که هر کس از جلوت بمیرد، خلوت او آشکار می‌گردد.
در روایات، انواع بسیار زیادی برای حجاب‌ها ذکر شده است، مثل: حجاب‌های نورانی، حجاب‌های ظلمانی، حجاب عزت، حجاب عظمت، حجاب رُعب، حجاب ملکوت، حجاب آب، حجاب آتش، حجاب کبریا، حجاب جلال، حجاب شفاعت، حجاب قدرت، حجاب قدس، حجاب حیرت، حجاب غیب، حجاب سریانی، هندی، رومی، عبری، عجمی، عربی، حجاب اعظم و حجاب اعلی.
در کتاب‌های عرفانی نیز از حجب کیائیه، حجاب عزت (که مخصوص زنان است) و حجب عنایت و شفقت بر خلق، بحث شده و بین حجاب خداوند از خلق با حجاب خلق از خداوند، تفاوت گذاشته شده است.
اما چون این اصطلاحات در کلمات حضرت‌امام خمینی کم تر به کار رفته، ما نیز تنها به شرح و تفسیر حجاب‌های نورانی و ظلمانی که مورد تأکید فراوان ایشان بوده است می‌پردازیم.
شاید کسی تصور کند که حجاب بودن علم به جهت آن است که حایل و فاصلۀ بین عالم و معلوم می‌باشد. وقتی بین علم و عشق مقایسه شود روشن می‌گردد که در عشق هیچ حجابی نیست و عشق، اتصال و پیوند عاشق و معشوق، بلکه فنا و ذوب شدن عاشق در معشوق است؛ لذا مانع و پرده ای وجود ندارد؛ به خلاف عالم که همیشه با عینک علم نظر می کند. البته علم، عینکی شفاف و لطیف است؛ از این رو باید علم را جزو حجاب‌های نورانی دانست.
اما صحیح آن است که علم و استدلال و برهان حجاب‌های ظلمانی هستند. امام‌خمینی می‌فرماید:
کثرت اشتغال به علوم برهانی سبب ظلمت و کدورت قلب است.
و در جای دیگر فرموده:
دلیل، خود پرده است، و تا پرده هست فاصله هست، و تا فاصله هست وصل حاصل نمی‌شود.
کسی که صرفاً مقداری از اصطلاحات و مفاهیم علوم دینی را فراگیرد و تصور کند که بر اثر دانستن این اصطلاحات، به مقام و درجه‌ای رسیده است و خود را برتر از دیگران بداند، علم او حجاب ظلمانی و مانع از رسیدن به خدای متعال می‌باشد. حقیقتاً تفاوتی بین آن که چند اصطلاح «مقدمۀ واجب»، «اجتماع امر و نهی»، «اصالة الوجود» و «اعیان ثابته» را فراگرفته، و بین آن که چند اصطلاح در زمین شناسی، هواشناسی، نجّاری یا آهنگری می داند، وجود ندارد و نباید یکی را بر دیگری ترجیح داد.
علمی ارزش است که علم دینی باشد؛ اما نباید فریب خورد و نام فراگیری اصطلاحات را «علم دینی» گذاشت و آن را مستمسک نمود. بلکه علم دینی آن است که اولاً، هر چه انسان بیش‌تر فرا‌گیرد، زهد او نسبت به دنیا بیش‌تر شود؛ و ثانیاً، آن‌گونه که قرآن خبر داده است، تمامی علما از خداوند ترس دارند، و چون کلمۀ «العلماء» جمع با الف و لام است، مفید استغراق می باشد و معنایش این است که تمامی علما از خداوند می‌ترسند؛ پس اگر کسی در علمی ـ هر علمی که قابل تصور باشد ـ رشد نمود اما از خداوند ترسی نداشت، او از نظر قرآن، عالم نیست؛ چنین کسی نه تنها عالم نیست و به خداوند نزدیک نشده است، بلکه واقعاً علم او ظلمات می‌باشد و سبب دوری از خداوند است. حضرت امام می‌فرماید:
ای طلبۀ مفاهیم، ای گمراه حقایق! قدری تأمل کن ببین چه داری از معارف؟ چه اثری در خود از حق و صفاتش می‌بینی؟ علم موسیقی و ایقاع شاید از علم تو دقیق‌تر باشد؛ هیئت و مکانیک و سایر علوم طبیعی و ریاضی در اصطلاحات و دقت، با علم تو هم‌دوش است؛ همان طور که آن‌ها عرفان بالله نمی‌آورد، علم تو هم ـ تا محجوب به حجاب اصطلاحات و پردۀ مفاهیم و اعتبارات است ـ نه از او کیفیتی حاصل شود، نه حال. بلکه در شریعت، علم، علوم طبیعی و ریاضی، از علوم شما بهتر است؛ زیرا که آن ها نتیجۀ خود را می‌دهد و از شما بی‌نتیجه یا به عکس نتیجه می‌دهد! مهندس نتیجۀ هندسه را و زرگر نتیجۀ صنعت خود را می برد، شما از نتیجۀ دنیایی باز مانده، به نتیجۀ معارف هم نرسیدید.
بلکه حجاب شما غلظتش بیش‌تر است؛ تا صحبت احدیّت در پیش می‌آید، یک ظلمت بی‌انتهایی تصور می‌کنید! و تا از حضرت اسماء و صفات سخنی می‌شنوید، یک کثرت لایتناهی در نظر می‌آورید!
پس راهی به حقایق و معارف از این اصطلاحات پیدا نشد و خود، سرمایۀ افتخار و تکبر بر علمای حقّه گردید. معارفی که کدورت قلب را بیفزاید معارف نیست. وای بر معارفی که عاقبت امر، صاحبش را وارث شیطان کند! کبر از اخلاق خاصۀ شیطان است؛ او به پدر تو آدم کبر کرد، مطرود درگاه شد؛ تو که به همۀ آدم و آدم‌زاده‌ها کبر می‌کنی نیز مطرودی.
آری کسی که علم را به جمع کردن اقوال و کتب و نقد سخنان علمای بزرگ و در نتیجه، اتلاف عمر در قیل و قال و جمع اصطلاحات و فخرفروشی بر دیگران می‌داند، او در واقع در حجاب غلیظ و ظلمانی علم و اصطلاحات و مفاهیم قرار گرفته است. این‌گونه کلمات در آثار حضرت‌امام فراوان است.
ضمناً هدف این سخنان آن نیست که علم و دانش، به صورت کلی ترک شود و کنار نهاده شود؛ بلکه مقصود این است که تکیه و اعتماد بر این علوم صحیح نیست؛ بلکه بدون ورود در حجاب، خرق آن ممکن نیست.
امام‌خمینی می‌فرماید:
هر‌چه این مفاهیم، در قلب سیاه و غیر مهذّب انباشته گردد، حجاب زیادتر می‌شود. در نفسی که مهذّب نشده علم، حجاب ظلمانی است؛ «العلم هو الحجاب الأکبر»؛ لذا شرّ عالِم فاسد برای اسلام، از همۀ شرور خطرناک‌تر و بیش‌تر است. علم، نور است؛ ولی در دل سیاه و قلب فاسد، دامنۀ ظلمت و سیاهی را گسترده‌تر می‌سازد. علمی که انسان را به خدا نزدیک می‌کند، در نفس دنیاطلب باعث دوری بیش تر از درگاه ذی الجلال می‌گردد. علم توحید هم اگر برای غیر خدا باشد، از حجب ظلمانی است؛ چون اشتغال به ما سوی الله است. اگر کسی قرآن کریم را با چهارده قرائت «لما سوی الله » حفظ باشد و بخواند، جز حجاب و دوری از حق تعالی، چیزی عاید او نمی‌شود.
به هر حال، درس خواندن لازم است؛ ولی تحصیل این علوم، مقدمه برای تهذیب نفس و تخلّق به اخلاق کریمه است؛ اما متأسفانه برخی افراد، تا آخر عمر در مقدمه مانده و ذی المقدمه را فراموش کرده‌اند.
علم، نور است؛ ولی در دل سیاه و قلب فاسد، دامنۀ ظلمت و سیاهی
آیت الله احمد عابدی: در نفسی که مهذّب نشده علم، حجاب ظلمانی است؛ «العلم هو الحجاب الأکبر»؛ لذا شرّ عالِم فاسد برای اسلام، از همۀ شرور خطرناک‌تر و بیش‌تر است. علم، نور است؛ ولی در دل سیاه و قلب فاسد، دامنۀ ظلمت و سیاهی را گسترده‌تر می‌سازد.
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 

آخرین اخبار