• امروز شنبه پنجم مهر 1399 

مقالات سازمان اوقاف

گروههای مقالات
مطالب ویژه

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان سمنان

ما را در پیام رسان بله دنبال کنید

زیارت مجازی امامزادگان استان

نرم افزار اندروید بیانیه گام دوم انقلاب

سامانه میز خدمت الکترونیک

خدمات غيرحضوري

سامانه تدارکات الکترونیکی دولت

سامانه شکايات

احراز هویت

سامانه سجنا

حقیقت بلا و مصیبت در دنیا

حقیقت بلا و مصیبت در دنیا

خداوند متعال، قرآن کریم را سرمایۀ اصلی و اهل بیت: را آموزگاران انسان معرفی کرده است. از آن رو که نور هدایت بشر در قرآن کریم جلوه کرده است، نباید این کتاب را در هیچ شرایطی فراموش کرد. این مهم، از دستورهای قرآن و نیز از سفارش های پیامبر(ص) و امامان معصوم: است. هدایت الهی انسان را یاری می کند تا او از حوادث تأثیر نپذیرد و راه را تا رسیدن به مقصد ادامه دهد.

 شنبه 4 اسفند 1397   714  0      

زندگی انسان در عالَمی به نام دنیا

حقیقت دنیا، با ظاهر فریبایش به طور کامل متفاوت است. حقیقت آن، بلا و سختی است. آنچه را که خداوند خلق می کند، محدود به زمان است؛ زمانی نوبت آنان فرا رسیده و به دنیا می آیند و بعد از توقفی اندک، از آن می روند. چنانچه خداوند حکیم، بی آن که پایانی برای مخلوقات تعیین کند، و پی درپی بر شمار آفریدگان می افزود، چه اتفاقی می افتاد؟ هر روز بر تعداد آن ها افزوده و به تدریج جا برای زندگی کم می شد. حضرت امیرمؤمنان(ع) نیز در روایتی به این مطلب اشاره می فرمایند؛ «دنیا محل استقرار نیست.»([1])



انسان از دیدن نقص در هر مجموعه ای ناراحت می شود. او با وجود محدودش این احساس را به خوبی درک می کند؛ این درک از وجود مقدسی نشأت می یابد که علم، عدل و حکمت آن بی نهایت است. همین امر سبب می شود که حتی تصوّر کوچک ترین نقصی در خلقت خداوند، ممکن نباشد.

حضرت حق بر خود لازم نموده است که رحمت خود را بر آنان که استحقاق دارند، بگستراند. هم چنین حکمت الهی اقتضا می کند که اگر رحمت پروردگار به کسی تعلق گرفت، آن را کامل سازد؛ به بیان دیگر، خداوند در هیچ شرایطی از رحمتی که جاری ساخته است، منصرف نمی شود؛ بنابراین هیچ وقت رحمتی که پروردگار بر آفریدگان جاری می نماید، ناتمام نخواهد ماند.



جلوه های رحمت پروردگار

گفتنی است که رحمت الهی را در دو بُعد می توان نگریست؛ بُعدی ظاهر رحمت است و بعد دیگر، باطن آن. باطن رحمت ـ همان طور که از نامش پیداست ـ سراسر نور است و فیض؛ اما ظاهر آن ـ یعنی آنچه که رحمت در آن ظهور می کند ـ همیشه شیرین نیست؛ چه بسیار که رحمت، در اتفاقی تلخ جلوه کرده و ظاهری خوش نداشته باشد. باید دانست، حقیقت حوادث و مصیبت های ناگوار همیشه تاریک نیست؛ علت بروز بسیاری از آن ها رحمت الهی است.



چنان که بیان شد، خداوند رحمتی را که سوی شخصی فرو می فرستد، کامل کرده و در هیچ شرایطی آن را ناتمام نمی گذارد. فقر می تواند رحمت خداوندی باشد؛ حال اگر چنین شخص فقیری برای توانمندی خویش دعا نماید، در حقیقت برای قطع رحمت الهی دعا نموده است. با مقدماتی که گذشت، آیا خداوند دعای او را به اجابت می رساند؟ البته که چنین نیست.([2]) حضرت حق، رحمت خود را کامل کرده و به هیچ وجه آن را ناتمام نمی گذارد. امیرمؤمنان(ع) در روایتی می فرمایند: «بلایا و رنج ها برای مؤمن امتحان و آزمایش، برای انبیا درجه و برای اولیا کرامت و بزرگواری است.»([3])



تقدیر مقدّرات بر طبق حکمت

خداوند مقدرات زندگی انسان را با توجه به تمام ابعاد زندگی او و سلسله ای از سبب و مسبِّب ها تعیین می کند. حتی کوچک ترین عامل نیز در مقدّرات آدمی تأثیر دارد. انسان نگاهی محدود دارد؛ او حتی نمی تواند ظاهر اتفاق را با باطن آن مقایسه کند.([4]) آیا رحمت نهان در بلاهایی مانند ترس، گرسنگی، از دست دادن مال و جان برای انسان مادی روشن است؟ اگر او با عقل دنیوی خویش به تحلیل این امور بپردازد، به چه نتیجه ای می رسد؟ آیا نتیجه گیری او با حقیقتی که قرآن معرفی می کند، یکسان است؟

قرآن کریم می فرماید:

)وَلَنَبۡلُوَنَّكُم بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ * ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةٞ قَالُوٓاْ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ * أُوْلَٰٓئِكَ عَلَيۡهِمۡ صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ وَرَحۡمَةٞۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ(([5])

زمانی که این آیۀ شریفه بر وجود نبی اکرم(ص) نازل شد، جبرئیل حقیقتی را به ایشان عرض کرد؛([6]) حقیقتی مبنی بر این که خداوند پاداشی بزرگ به آنان که در زندگی دنیا رنج بسیار چشیده و اهل بلا بوده اند، عطا خواهد نمود.



در طول تاریخ پنج نفر به «بَکّاء» معروف هستند. «بکّاء» بر وزن «فَعّال» به معنای بسیار گریه کننده است. نام این پنج نفر از روایات برگرفته شده است.([7]) یکی از آن ها حضرت آدم(ع) بوده است. او به غم فراق دچار و فرزندش کشته شد؛ رنج عبادت را تحمل کرد؛ تقریبا نه صد سال زندگی کرد و در تمام عمر خود سختی کشید.



دنیا دار مستقر نیست!

همان طور که در گذشته نیز اشاره شد، اگر اساس دعایی بر قطع رحمت خداوند باشد، آن دعا مستجاب نخواهد شد. چنانچه جایی، محل استقرار باشد، لازم است اسباب مستقر نیز در آنجا فراهم باشد؛ برای مثال، بهشت محل استقرار است؛ آن جا ابدیّت دارد، لازمۀ آن نیز فراهم بودن اسباب ابدیّت است؛ البته چنین نیز هست. پاداش های الهی نیز که برای بهشتیان مهیّا می گردد، جاودان و بی پایان است. اما دنیا محل استقرار نیست؛([8]) به همین دلیل اسباب استقرار نیز در دنیا وجود ندارد. برای مثال، اگر خداوند پاداش نیکوکاران را در دنیا عطا کند و اسباب محل مستقر شدن را همین جا ـ که محل استقرار نیست، ـ فراهم آورد، پاداش دادن به یک نفر، مزاحم زندگی دیگران خواهد بود. ظرفیت دنیا حتی برای دادن پاداش نیز بسیار کم است، چه رسد به استقرار یافتن اشرف مخلوقات که روحی به آن بلندی دارد.



اسباب استقرار، باید بی نهایت باشد؛ اگر برای انسان پایانی نیست، باید اسبابی نیز که در اختیار اوست، بی پایان و بی نهایت باشد. انسان در دنیا مستقر نیست؛ پس عقل حکم می کند که سرانجام آدمی می بایست آن را ترک کرده و به ابدیت بپیوندد. آخرت، ابدیت دارد و نیز محل استقرار است. ظرفیت آخرت فوق تصور است؛ پس اسباب بی نهایت، در آن فراهم است. در قرآن نیز به این مطلب اشاره شده است؛ )لَّا مَقۡطُوعَةٖ وَلَا مَمۡنُوعَةٖ(([9])



حکمت آمیختگی دنیا با بلا

دنیا بر اساس رنج، بلا و سختی طرح ریزی شده است. اگر رنج ها، بلاها و سختی ها نبود، عبادت کردن و در پی آن شکوفایی استعدادها و ارتقای روح انسانی معنا نداشت. نفْسِ عبادت، مشقّت است. پرهیز از گناه سخت است. مبارزه با ظلم وستم، دشوار است. اگر چنین نبود، پیشرفتی در کار نبود؛ هیچ استعدادی شکوفا نمی شد و ارتقای روح انسانی معنا نداشت. عقل رشدی نداشت و علم گسترش نمی یافت؛ و در نهایت، هیچ گاه انسان «خلیفة الله» نمی شد.

هر چه شناخت انسان به خداوند و به حکمت های نهان در مقدّرات او و نیز به دنیا و به چیستی آن بیشتر شود، تحمل سختی ها بر انسان راحت تر می گردد. ظرفیت سرشار اولیای الهی و در رأس آن ها اهل بیت: در تحمل ناگواری ها، فقط به سبب همین امر است.



بنای این عالم تغییرناپذیر است. رنج و سختی همیشه بوده و هست. از بدو خلقت انسان ـ و در دوران جنینی، ـ سختی ها شروع می شوند. در آن جای تنگ و تاریک؛ هم جنین در ناراحتی است و هم مادر سختی بارداری را تحمل می کند. تولدش با دشواری همراه است؛ هم برای نوزاد و هم برای مادر او. تا دو سالگی، بدترین آلودگی های بدنی را باید تحمل کند. باید بر درد روییدن دندان صبر کند. بعد از آن باید تمرین کند تا توانایی راه رفتن را کسب کند. زمین خوردن هایش در آن هنگام شروع می شود. به مدرسه رفتن و تحصیل علمش؛ به بلوغ رسیدن او، شناخت چیزی به نام شهوت و تعدیل آن، رنج های بعدی اوست. در ازدواجش مشکلات متفاوتی را سر راه خود می بیند. وقتی صاحب فرزند می شود، با نگرانی هایی تازه مواجه می گردد. پیر شدن و از بین رفتن قوای بدن، فصل جدیدی از دشواری ها را برای او نمایان می کند.



باطن بلا

اگر خداوند تکلیفی را بر عهدۀ کسی بگذارد، درهای رحمت را نیز به سوی او باز می کند. انجام تکالیف الهی سخت است، اما باطن آن، سراسر رحمت است. پیروزی واقعی از آن کسی است که به تکالیف عمل نماید؛ آنان که به وظایف خود ـ مثل جهاد، زمانی که واجب شده است ـ بی اعتنایند و در عین حال به شب زنده داری و نماز و عبادت می پردازند، از استجابت دعا محرومند. اگر آنان بر پایان جنگ و جهاد دعا کنند، بر قطع رحمت الهی دعا نموده اند؛ به همین خاطر دعای آن ها مستجاب نخواهد شد.



دنیا بر اساس بلا و امتحان ـ که لازمه آن ها سختی است ـ طرح ریزی شده است. حضرت امیرمؤمنان(ع) در این باره می فرمایند: «الدُّنيا دارٌ بِالبَلاءِ مَحفُوفَةٌ وَ بِالغَدرِ مَعرُوفَةٌ.»([10]) اگر دنیا جایی سزاوار آسودن بود، انبیای الهی: و امامان معصوم: بیش از همه شایسته آسودن در این دار بوده اند. امیرمؤمنان(ع) چیستی و باطن دنیا را برای اهل ایمان معرفی نموده است؛ «أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَا يُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِيهَا وَ لَا يُنْجَی بِشَيْ ءٍ كَانَ لَهَا.»([11])

عُمر کوتاه و زندگی در دنیا نیز از امتحان های گوناگون لبریز است. با همۀ این اوصاف نباید از رحمت الهی ناامید بود؛ زیرا که نومیدی از رحمت خدای متعال سبب دور شدن از سعادتمندی است.



----------------------------------------------------------------------------

[1]. «وَقَالَ(ع) يَوْماً وَقَدْ أَحْدَقَ النَّاسُ بِهِ: أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيَا فَانَّها مَنْزِلُ قُلْعَةٍ وَ لَيْسَتْ بِدَارِ نُجْعَةٍ هَانَتْ عَلَی رَبِّهَا فَخَلَطَ خَيْرَهَا بِشَرِّهَا وَحُلْوَهَا بِمُرِّهَا لَمْ يَضَعْهَا لأَوْلِيَائِهِ وَلايَضِنَّنَّ بِهَا عَلَی أَعْدَائِهِ وَهِيَ دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مُسْتَقَرٍّ...»؛ کشف الغمة: 1/1(ع) 2؛ بحارالأنوار: (ع) 5/4، تتمۀ باب15، ح 53؛ روزی که گروهی از مردم اطراف علی(ع) را گرفته بودند شروع به سخنرانی کرده فرمود: «شما را می ترسانم از دنیادوستی؛ زیرا دنیا جایگاهی ناپایدار است، نه چراگاه هموار. نزد خدا بسیار بی ارزش است. خوبی و بدی و تلخی و شیرینی آن در هم آمیخته است. خدا دنیا را قرارگاه دوستان خود قرار نداده است و از دنیاخواهی دشمنانش نیز ممانعتی ندارد. دنیا محل عبور است نه جای ماندن...».

[2]. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: )إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوۡمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمۡ( رعد (13): 11؛ خدا بر آن نیست که نعمتی را که به قومی عطا کرده ـ به عذاب و نقمت ـ تغییر دهد تا زمانی که آنان آنچه را که در خود ـ از عقاید حقّه، حالات پاک و اخلاق حسنه ای که ـ دارند، ـ به کفر، شرک، عصیان و گناه ـ تغییر دهند.

سنجۀ استجابت دعا، در این بحث تسلیم بودن در برابر ارادۀ پروردگار است. دعای افرادی که خواستۀ خود را بر خواسته پروردگار مقدم می دارند و از ارادۀ حضرت حق سبقت می گیرند، مستجاب است. چنین افرادی حتی اگر رحمت مخفی در ناگواری ها را ببینند، باز بر رفع آن مشقّت ها اصرار دارند. به بیان دیگر، گویا آنان برای اراده و رحمت خداوند اعتباری قائل نیستند. افرادی نیز در مقابل این دسته هستند که تسلیم ارادۀ خدایند. اگر بندۀ مؤمنی که بر رفع رنج، دعا می کند، از باطن آن خبر داشت، دیگر بر دعای خود پا فشاری نمی کرد. او از رحمت الهی که او را در بر گرفته است، ـ حتی اگر در رنج بروز کرده باشد، ـ .خشنود و از سلب آن بیمناک است.

[3]. «عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ(ع) قَالَ: إِنَ الْبَلاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَةٌ»؛ بحارالأنوار: (ع) 8/ 198، باب1، ح55؛ به راستی بلا و ناراحتی برای ستمگر ادب، برای مؤمن امتحان و آزمایش، برای انبیا درجه و برای اولیا کرامت و بزرگواری است.

[4]. بیشتر انسان ها از درک بسیاری از حقایق عاجزند. آنان گسترۀ دنیا را فقط در ظاهر آن محدود کرده و بیش از آن نمی بینند. اما اولیاء الهی و آنان که به سبب عمل به دستورات دین به ملکوت عالم راه یافته اند، حقیقت را به خوبی درمی یایند. ظاهر دنیا، نزد ایشان، مانند یک عروسک خیمه شب بازی است که در دستان ملکوت عالم و به اراده او حرکت می کند. در گفته های خوبان نیز آمده است که کور آن نیست که پرده را نبیند، بلکه کور آن است که پشت پرده را نبیند.

[5]. بقره (2): 155 ـ 15(ع) ؛ و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات ـ نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند ـ آزمایش می کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده. همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و به طور یقینی به سوی او بازمی گردیم. آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.

[6]. «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ(ع) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ : إِنِّي أَعْطَيْتُ الدُّنْيَا بَيْنَ عِبَادِي قَيْضاً فَمَنْ أَقْرَضَنِي مِنْهَا قَرْضاً أَعْطَيْتُهُ بِكُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ عَشْراً إِلَی سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ وَمَا شِئْتُ مِنْ ذَلِكَ وَمَنْ لَمْ يُقْرِضْنِي مِنْهَا قَرْضاً فَأَخَذْتُ مِنْهُ قَسْراً أَعْطَيْتُهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ لَوْ أَعْطَيْتُ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ مَلَائِكَتِي لَرَضُوا؛ الصَّلَاةَ وَالْهِدَايَةَ وَ الرَّحْمَةَ. إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَاحِدَةٌ مِنَ الثَّلَاثِ وَرَحْمَةٌ اثنتين وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ثَلَاثَةٌ ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ(ع) هَذَا لِمَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً قَسْراً»؛ الخصال: 1/130، ح135؛ بحارالأنوار: 68/85، باب62، ح32؛ «عبدالله بن سنان» از امام صادق(ع) و ایشان نیز از رسول خدا(ص) روایتی را نقل می فرمایند؛ رسول خدا(ص) فرمودند: «خدای جل جلاله می فرماید: من دنیا را میان بندگان خود عطا نمودم. سپس هر کسی را که از آن به من قرضی داد و در راه من بخششی کرد، به عوض، ده برابر تا هفت صد برابر و آنچه را که من می خواهم، به او می دهم؛ و کسی که به اختیار خود به من قرضی نداد و به طور قهر از او چیزی گرفتم، در عوض سه پاداش به او می دهم؛ اگر یکی از آن ها را به فرشتگان خود بدهم، ـ همۀ آنان ـ خشنود می شوند و آن ـ سه پاداش ـ لطف، هدایت و رحمت است. خداوند می فرماید: کسانی که چون مصیبتی بدان ها برسد، می گویند: )إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ(، ـ سه پاداش دریافت خواهند نمود؛ ـ )صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ( آن ها مشمول الطاف پروردگارند؛ این نخستین پاداش است. )وَرَحۡمَةٞ( رحمت خداوند نیز دومین آن ها. )وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُهۡتَدُونَ( و آنان همان هدایت یافتگانند.» سپس امام صادق(ع) فرمود: «این پاداش کسی است که به طور قهر ـ و بی آن که اختیاری از خود داشته باشد، ـ چیزی از او گرفته شده است.»

[7]. «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ الْبَحْرَانِيِّ يَرْفَعُهُ إِلَی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: الْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ؛ آدَمُ وَيَعْقُوبُ وَيُوسُفُ وَفَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ(ص) وَعَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) ...»؛ الخصال: 1/272، ح15؛ بحارالأنوار: 12/264، باب9، ح2(7) ؛ حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «پنج نفر بسیار گریه کرده اند؛ آدم(ع) ، یعقوب(ع) ، یوسف(ع) ، فاطمه دختر پیامبر اکرم(ص) و علی بن الحسین(ع) .»

[8]. «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَالآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّكُمْ لِمَقَرِّكُمْ...»؛ نهج البلاغه: خطبۀ 194؛ ای مردم! دنیا سرای گذر و آخرت خانۀ همیشگی است؛ از سرای گذر برای خانۀ جاودان خود توشه برگیرید.»

[9]. واقعه (56): 33؛ که پایان نپذیرد و ممنوع نشود.

[10]. ارشاد القلوب: 1/91؛ دنیا خانه ای است که بلاها اطرافش را گرفته و به نیرنگ شهرت یافته است. اوضاعش استواری ندارد و از بلاهایش کسی ایمن نیست. حالاتش همواره دگرگون و نوبت هایش در تغییر است. زندگی و خوشی در آن ناپسند و آسودگی در آن نایاب است و ساکنانش نیز هدف تیر بلا هستند؛ و دنیا با تیرهای خویش آن ها را مورد اصابت قرار می دهد و با مرگ نابودشان می سازد. ای بندگان خدا! بدانید شما و آنچه که در دنیا است، مانند گذشتگان است؛ آنان عمرشان از شما درازتر و شهرهایشان آبادتر و آثارشان مهم تر بود؛ اما صداهایشان خاموش شد و دیگر سخن نمی گویند و بادهای ـ دماغشان ـ خوابیده و غرورشان در هم شکسته است. بدن های آنان پوسیده و جایگاهشان خالی گشته است. آثارشان نابود شده است؛ قصرهای بلند، ساختمان های با شکوه و فرش های گسترده را به سنگ سخت قبرها و لحدها تبدیل نمودند؛ آن قبرهایی که به طور کلی ویران گشته و با خاک یکسان شده است. قبرها به هم نزدیک، ولی ساکنانش غریب و تنهایند؛ دسته ای از آن ها ترسان و هراسان و دسته ای دیگر به ظاهر راحتند، ولی در حقیقت به گرفتاری های بسیاری مبتلایند. آنان با قبرهای خود انس نمی گیرند و به دیدار یکدیگر نمی روند، با این که به یکدیگر نزدیک و همسایه هستند؛ و تصور کنید که شما رفته اید و قبرها شما را در جایی که ایشان ساکنند، در بر گرفته و در آغوش دارند؛ پس ای فریفتگان دنیا! اگر قبر و عالم برزخ به پایان رسیده و ـ ملائکۀ الهی ـ مردگان را از قبر برای حساب بیرون آورند، حال شما چگونه خواهد بود؟ یعنی: در قیامت هر کسی جزای اعمال نیک و بدی که پیش از این کرده است، خواهد دید و همه به سوی خدا که مالک به حق و حقیقی ایشان است، بازگردانیده می شوند و خدایان باطل را که شریک خدا می دانستند و به شفاعتشان چشم داشتند، نابود می گردند.

[11]. نهج البلاغه: خطبۀ 63؛ أَلَا إِنَّ الدُّنْيَا دَارٌ لَايُسْلَمُ مِنْهَا إِلَّا فِيهَا وَلَايُنْجَی بِشَيْ ءٍ كَانَ لَهَا ابْتُلِيَ النَّاسُ بِهَا فِتْنَةً فَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَحُوسِبُوا عَلَيْهِ وَمَا أَخَذُوهُ مِنْهَا لِغَيْرِهَا قَدِمُوا عَلَيْهِ وَأَقَامُوا فِيهِ فَإِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي الْعُقُولِ كَفَيْ ءِ الظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَابِغاً حَتَّی قَلَصَ وَزَائِداً حَتَّی نَقَص.؛ دنیا خانه ای است که هیچ کس جز با اعمال پاکی که در آن می گزارد، از آن سالم نمانده است. ـ دنیا خانه ای است که ـ چیزی که مخصوص دنیاست، ـ آدمی را ـ نجات نبخشد. مردم به دنیا از باب امتحان مبتلا شده اند؛ آنچه را که از این دنیا برای ـ زندگی ـ دنیای خود برداشته اند، از دست خواهند داد؛ در قیامت نیز دربارۀ آنان بازخواست خواهند شد. همچنین، آنچه را که از دنیا برای آخرت برگرفته اند، بر آن وارد شده و در آن اقامت خواهند کرد. دنیا در دید خردمندان همانند سایه ای در حال برگشت است؛ هنگامی که آن را در حال پهن شدن می بینی، جمع می شود؛ و وقتی که افزایش می یابد، کاهش می یابد.»



برگرفته از کتاب دنیا از منظر امیر المومنین علیه السلام نوشته استاد حسین انصاریان
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر