• امروز جمعه بیست و پنجم آبان 1397 

مقالات سازمان اوقاف

گروههای مقالات
مطالب ویژه

احراز هویت

احراز هویت

دوره تربیت مربی حافظان قرآن کریم

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

ثبات‌قدم سیدالشهدا(ع) در هجرت به سوی حق

ثبات‌قدم سیدالشهدا(ع) در هجرت به سوی حق

در مسیر هجرت به سوی کوفه گفتگوهایی میان حضرت سیدالشهدا(ع) و برخی محبان و یاران صورت گرفته، که حاکی از روح عبودیت و بندگی و تسلیم در برابر خواست و مشیّت الهی است. در ذیل به برخی موارد اشاره مختصری می شود.

 یک شنبه 22 مهر 1397   27  0      


ملاقات با عبداللّه بن جعفر طیّار
بنابر گزارش منابع تاریخی از جمله کسانی که بسیار کوشید تا مانع رفتن امام حسین(ع) به عراق شود، عبداللّه بن جعفر طیّار، پسر عموی امام و همسر حضرت زینب کبری(س) بوده است. عبداللّه دو فرزندش عون و محمد را همراه نامه ای نزد امام فرستاد، که ضمن آن نامه چنین نوشته بود:

«پس من تو را به خدا سوگند می دهم هنگامی که نامه را خواندی، از این سفر منصرف شوی. چراکه من از این راهی که پیش گرفته ای، نگرانم و بیم آن را دارم که شما را از دست داده و اهل بیت شما پریشان گردند. اگر امروز شما از میان ما بروید (و به شهادت برسید) نور زمین به خاموشی می گراید. زیرا شما چراغ تابان راه یافتگان و امید مؤمنان می باشید. پس در حرکت شتاب مکنید که من به دنبال این نامه خود را به شما می رسانم. والسلام.»([1])

سید و سالار شهیدان(ع) در جواب نامۀ او نوشت:

«نامۀ تو به دست من رسید و آن را خواندم و آنچه نوشته بودی، دریافتم. ولی من جدّم رسول خدا(ع) را در خواب دیدم و او مرا از مأموریتم آگاه کرد و من آن را به انجام خواهم رسانید؛ چه به ضرر من باشد و چه به نفع من. ای پسرعمو! به خدا سوگند اگر به سوراخ حشرات نیز فرو روم، آن ها مرا خارج کرده و خواهند کشت. ای پسرعمو! به خدا سوگند آنان به حق من تعدّی و ظلم می کنند، چنان که یهود درباره روز شنبه تجاوز کردند.»([2])

حتی عبداللّه بن جعفر به نزد عمروبن سعید رفت و از او درخواست کرد تا برای امام حسین(ع) امان نامه ای بدهد. امام در پاسخ امان نامه ای که از جانب عمروبن سعید برای ایشان فرستاده شده بود، چنین پاسخ داد:

«به تحقیق کسی که به سوی خدای عزّوجل دعوت می کند و عمل صالح انجام می دهد و می گوید من از مسلمین هستم، با خدا و رسولش مخالفت نمی ورزد. تو مرا به امان داشتن و نیک رفتاری و بخشش و کرم دعوت کرده ای؛ اما بهترین امن، امان خداوند است. زیرا کسی که در دنیا از او نهراسد، خداوند روز قیامت به او امان نخواهد داد. ازاین رو ما در دنیا خوف از خدا را می طلبیم تا موجب امانش (نسبت به ما) در روز قیامت شود. اگر تو با این نامه خواستی بخشش و نیکی ای در حق من نمایی، در دنیا و آخرت جزای خیر نصیبت خواهد شد. والسلام!»([3])



ملاقات با فرزدق شاعر
یکی از شاعران عرب به نام فرزدق([4]) چنین نقل کرده که من با مادرم در سال شصت به حج رفتیم. همان گونه که شتر را می راندم، وارد منطقه حرم (که از اطراف مکّه شروع می شود) شدم. ناگاه کاروانی را ملاقات کردم، درحالی که با شمشیرها و سپرهایشان از مکّه خارج می شدند. از مردم پرسیدم: این قطار شتران از آن کیست؟ ایشان گفتند: برای حسین بن علی(ع) است. پس خدمت حضرت رسیدم و به ایشان سلام کردم، حضرت پس از پاسخ سلام فرمودند: تو کیستی؟ گفتم: شخصی از عرب، سوگند به خدا بیش از این نخواهید که خود را معرفی کنم. سپس حضرت فرمود: از مردمی که پشت سر تو بودند، (عراق) مرا خبر بده؟ در جواب گفتم: از انسان آگاهی پرسیدی؛ دل های مردم با شماست، ولی شمشیرهایشان برعلیه شما آماده است و قضا بر (سرنوشت) از آسمان نازل می شود و خدا آنچه بخواهد می کند. ایشان فرمود: راست گفتی، کار به دست خداست و هر روز پروردگار ما در کاری است. اگر سرنوشت مطابق میل و خواست ما باشد، پس خدا را بر نعمت هایش سپاس می گوییم و او خود ما را در شکرگزاری یاری می دهد و اگر سرنوشت مطابق میل و خواست ما نبود، پس کسی که نیتش حق و باطنش تقوا بوده، دور از رحمت خدا نباشد. پس خطاب به حضرت گفتم: آری، خدا شما را به آنچه مطابق میل و خواست شماست، برساند و از آنچه برحذر می باشید، کفایت کند.([5])

آنگاه امام حسین(ع) حرکت خود را با عزم و پایداری ادامه داد و گفتار فرزدق در مورد سستی مردم نسبت به پیمان با ایشان و در مقابل همراهیشان با بنی امیه، آن حضرت را از تصمیمش بازنداشت. حال آنکه اگر امام خواستار سلطنت و حکومت و یا در پی دنیا بود، به طور قطع گفتار فرزدق او را از حرکت به سوی عراق بازمی داشت.



ملاقات با عبداللّه بن مطیع عدوی
یکی دیگر از کسانی که امام حسین(ع) در مسیر کوفه با او ملاقات کرد، فردی به نام عبداللّه بن مطیع عدوی بود.([6]) هنگامی که او حضرت سیدالشهدا(ع) را دید، به جانب حضرت شتافت و گفت: ای فرزند رسول خدا! پدر و مادرم فدایت شود، چه چیزی باعث شده که راهی این سفر شوید؟ سپس رکاب حضرت را گرفت و در فرود آمدن و پیاده شدن به ایشان کمک کرد. حضرت به او فرمود: خبر مرگ معاویه را که شنیده ای! مردم عراق برایم نامه نوشته اند و مرا نزد خویش دعوت کرده اند.

عبداللّه بن مطیع گفت: شما را به خدا نگذار [با کشته شدنت] حرمت اسلام شکسته شود. شما را به خدا قسم حرمت رسول خدا(ص) را حفظ کن. شما را به خدا قسم می دهم حرمت عرب را نگه دار. به خدا سوگند! اگر آنچه را که در دست بنی امیه است طلب کنی، آنان شما را خواهند کشت و اگر شما را بکشند، بعد از شما دیگر هرگز از کسی باکی نخواهند داشت. به خدا سوگند! این کار موجب هتک حرمت اسلام و قریش و همۀ عرب خواهد شد. پس این کار را انجام مده و به کوفه نرو و متعرّض بنی امیّه نشو. با این همه وجود نورانی سیدالشهدا(ع) همچنان در مقابل نصیحت و خیرخواهی عبداللّه بن مطیع نیز همچون سایرین مقاومت نموده و به راه خود ادامه داد.([7])

برخی راویان همچون ابوحنیفه دینوری قائلند که حضرت در جواب به عبداللّه بن مطیع فرمودند: اهل کوفه به من نامه نوشتند و چون به زنده کردن نشانه های حق و نابود کردن بدعت ها امیدوار بودند، از من خواستند به سوی آن ها بروم. ابن مطیع در جواب حضرت فرمودند: شما را به خدا قسم می دهم که به کوفه نروی. به خدا سوگند اگر به آنجا بروی، آن ها تو را می کشند.

امام(ع) فرمودند:

لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ([8])؛ «هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر کرده، نخواهید رسید.»([9])



---------------------------------------------------------------------

[1]. مقتل«مفید»: 113 ـ 114؛ تاریخ الطبری: 5/387.

[2]. الفتوح: 5/67؛ مقتل الحسین7: 1/217 ـ 218.

[3]. تاریخ الطبری: 5/388.

[4]. هَمّام بن غالِب معروف به «فَرَزدَق» از شعرای مشهور عرب در قرن اول و دوم هجری است. او قصیدۀ معروفی دارد که به صورت فی البداهه در ستایش امام زین العابدین7 در برابر هشام بن عبدالملک سروده است.

[5]. مقتل«مفید»: 111؛ تاریخ الطبری: 5/386؛ الکامل«ابن اثیر»: 4/40؛ ترجمه و شرح کشف الغمة: 2/221؛ البدایة و النهایة: 8/166؛ الصواعق المحرقة: 196؛ راه روشن: 4/270؛ زندگانی حضرت امام حسین(ع): 3/72.

[6]. لازم به ذکر است که عبداللّه بن مطیع دو مرتبه حضرت را ملاقات کرده اند، یکبار هنگام رفتن از مدینه به سوی مکّه و ملاقات دوم هنگام رفتن از مکّه به سوی عراق بوده است.

[7]. مقتل«مفید»: 121 ـ 122؛ الارشاد: 71 ـ 72؛ تاریخ الطبری: 5/395 ـ 396.

[8]. توبه(9): 51.

[9]. الاخبار الطوال: 364.



برگرفته از کتاب سیدالشهدا(ع) تجلی عبودیت نوشته استاد انصاریان
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر