• امروز سه شنبه یکم اسفند 1396 

مقالات سازمان اوقاف

گروههای مقالات
مطالب ویژه

دوره تربیت مربی حافظان قرآن کریم

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

نقش وقف در تامين مالي توسعه گردشگري

نقش وقف در تامين مالي توسعه گردشگري

سنت حسنه وقف از صدر اسلام تاکنون به عنوان يکي از روشهاي تامين مالي فعاليتهاي عام‌المنفعه نقشي اساسي در اقتصاد جوامع اسلامي ايفا نموده است. دامنه و حوزه نفوذ وقف طيف وسيعي از کسب و کارها و فعاليتها از...

 شنبه 27 آبان 1396   14  0      

در اين شهر از همه گونه مساعدت بهره‌مند خواهد بود."
وي درخصوص مدرسه‌اي بزرگ در شهر نجف نيز مي‌گويد: 
"در اين مدرسه از هر مسافر تازه وارد تا سه روز پذيرايي مي‌شود و هر روز دوبار غذايي مرکب از؛ نان، گوشت و خرما به ميهمانان مي‌دهند".
يا درباره مدارس ايذه در لرستان ايران مي‌گويد(پيشين، صفحه28):
"راه ما از ميان کوههاي بلند بود و هر شب را در مدرسه‌اي منزل مي‌کرديم
که در همه آنها وسايل خورد و خوراک مسافرين فراهم بود." 
ابن‌بطوطه از چندين «زاويه» مختلف در شام، ترکيه، بيت‌المقدس و شهرهاي مختلف ايران از قبيل ماهشهر، کازرون و تبريز نيز سخن به ميان مي‌آورد که در تمامي اين زاويه‌ها واقفان و متوليان وقف تأمين غذا و اقامت مسافرين را برعهده داشته و گاه از اين نيز فراتر رفته خدمات بيشتري به مسافران ارائه مي‌کرده اند. مثلاً درخصوص زاويه تبريز، وي يادآور مي‌شود که علاوه بر غذا و اسکان، لباس، مرکب (چهارپا)، استحمام و هداياي ديگري نيز به مسافران داده مي‌شده است و به همين جهت اين زاويه را براي واقف آن بسيار پرهزينه مي‌داند. وي پا را از اين فراتر نهاده و مي‌گويد که گاه علاقه به ميهمان‌نوازي چنان است که ميان گروههاي مختلف بر سر پذيرايي از ميهمانان کشمکش مي‌افتد. (پيشين، صفحه36)
ناصر خسرو در شهر الخليل، آنجا که حکايت آرامگاه حضرت يوسف(ع) را باز مي‌گويد اشاره مي‌کند که اين مکان داراي اوقاف بسياري است از روستاها و مستغلات در بيت‌المقدس و اغلب محصول آنها جو و زيتون است. مهمانان و مسافران و زائران را نان و زيتون دهند. ناصرخسرو مي‌گويد؛ هر که آنجا رسد او را هر روز يک گرده نان و کاسه‌اي عدس که با روغن زيتون پخته شده و مويز دهند. گاه در روز تا پانصد نفر به آنجا مي‌رسند و همه را آن ضيافت مهيا است. (ناصرخسرو، 1382، صفحه42)
نقش کاروانسراها را نيز در توسعه گردشگري در دنياي کهن بايد ارزنده و قابل توجه دانست. کاروانسراها را مي‌توان به سه دسته اصلي تقسيم کرد:
نخست کاروانسراها يا سراهايي که مراکز تجاري بوده‌اند و عمدتاً در جوار بازار در شهرهاي بزرگ داراي مرکزيت اقتصادي شکل گرفته‌اند، نظير سراهاي گوناگون در شهرهاي اصفهان و دمشق. 
دسته ديگر کاروانسراهايي هستند که در نقاط شهري براي استقرار کاروان‌هاي تجاري-زيارتي و نظاير آن احداث شده‌اند و اينها نيز سابقه ا‌ي طولاني در شهرهاي بزرگ بر سر راه ها داشته‌اند، نظير آنچه ناصرخسرو قبادياني در سفر حج خود از اين کاروانسراها در شهرهاي گوناگون، و بخصوص در اصفهان و قاهره ياد مي‌کند(پيشين، صفحات 54 و 117).
گروه سوم از کاروانسراها که به نام رباط نيز خوانده مي‌شوند، کاروانسراهاي مستقر در طول مسيرهاي ميان شهرها هستند. چندان که مشهور است، در ايران در دهه هاي نخست قرن يازدهم ميلادي، نزديک به هزار عدد از اين کاروانسارها احداث شده است.
گروهي از کاروانسراها بطور کلي توسط حاکمان يا نيکوکاران احداث و اداره مي شده‌اند، بدون آن که قصد وقف در اين باره نموده باشند. گروه ديگر اساساً به عنوان و با نيت وقف بوجود آمده‌اند. ممکن است واقف حاکم يا از طبقه حاکمه يا از نيکوکاران بوده باشد.
در وقف نامه‌هاي کهن بسيار ديده شده است که درآمد يک يا چند آبادي را بر مسافران و غريبان وقف کرده‌اند. گاه حتي براي درمان مسافران بيمار و گذران امور آنها تا رسيدن به بهبودي کامل هم موقوفاتي وجود داشته است (نوربخش، 1370، صفحه61).
ژان شاردن بازرگان فرانسوي در سفرنامه خود چنين مي‌گويد (شاردن، 1355، صفحه27):
"کاروانسراها عبارت از ساختمانهاي مفصل و عظيمي است که براي اقامت
مسافرين و عابرين بوجود آمده است. هيچکس حق مطالبه وجه اجاره و
کرايه‌اي ندارد، چون اين قبيل عمارات اموال موقوفه و مقدسي به شمار
مي‌روند و از وجوه بريه و خيرات ساخته شده است." 
ابن‌حوقل نيز در سفرنامه خود در اواسط قرن چهارم هجري از ديدار خود با واقفي سخن مي‌گويد که در املاک خود رباط هايي بنا نموده است و اين املاک را وقف رباطها نموده تا از درآمد اراضي، مخارج آنها تامين شود. او حتي مي‌گويد از جمله اقدامات در اين رباط هاي متعلق به ابوجعفربن سهل بن مرزبان، آن است که شير تازه به مسافران نوشانيده مي‌شد. او در سفرنامه خويش درباره تعداد کاروانسراها و رباط ها مي‌گويد تعداد رباط ها حتي بيش از احتياج مسافران است. (نوربخش، 1370، صفحه72)
بهره‌مندي از امکانات عرضه شده در اين اماکن چندان که صفت صنعت جهانگردي در جهان امروز است، استثناءپذير نبوده و فارغ از انواع تبعيض است چندان که بر سر درخانقاه شيخ‌ابوالحسن خرقاني نوشته شده است که:
" آن که به دين سراي درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد،
چون آن که به درگاه حق تعالي به جان ارزد، به نان ارزد."
اما چندان که شواهد تاريخي نشان مي‌دهند، نقش وقف در توسعه صنعت گردشگري در گذشته کهن تنها اختصاص به تأمين اقامت و غذا نبوده است، مشاهده گرديد که گاه واقفان تأمين وسيله اياب و ذهاب را نيز براي مسافران برعهده مي‌گرفته‌اند. 
در همين زمينه، باز از ابن بطوطه نقل مي‌شود که درخصوص اوقاف دمشق گفته است (احمد ابن سلمان، 1351، صفحه42):
"يک دسته از اين موقوفات مخصوص کساني است که استطاعت مالي براي
رفتن به حج را ندارند و مخارج مسافرت آنها از محل اين گونه موقوفات
پرداخته مي‌شود. گروهي ديگر نيز براي راهسازي و سنگچين کردن آنها
اختصاص يافته است."
تعامل ميان وقف و صنعت گردشگري در عصر حاضر
آنچه در ادبيات تاريخي وقف بيان گرديد را خاتمه داستان نقش وقف در توسعه گردشگري نبايد دانست، چندان که فقهاي معاصر نيز درخصوص اين نقش سخن گفته اند و مسائل فقهي مربوطه را در اين باره در عصر حاضر نيز مدنظر دارند. به عنوان مثال امام خميني(ره) در تحريرالوسيله در باب موضوع وقف و مصاديق آن، به مسافرخانه‌هايي که جهت اقامت مسافرين آماده شده‌اند و درختاني که براي استفاده مسافران از سايه‌هايشان غرس شده‌اند اشاره مي‌کند (رياحي سا ماني، 1378، صفحه52).
بدين ترتيب تصور مي‌رود که وقتي شارع مقدس، پيامبراکرم(ص)» رهبران مذهبي و مراجع عظام تقليد تا آنجا پيش مي‌روند که به تسهيل اسباب سفر آنچنان توجه مي‌کنند که گويي امري مقدس است و از حذف موقت تکليفي (روزه نگرفتن) و قصر تکليفي که رکن دين به شمار مي‌رود (شکسته شدن نماز) تا مهيا ساختن شرايط آسايش و آرامش مسافران نظير فتواي حضرت امام(ره) براي مصداق دانستن غرس درختان براي استفاده مسافران از سايه‌هايشان و اختصاص وجوه جهت بهبود امور راهها را ميسر و جايز مي‌دانند، توقف و کند شدن حمايت‌هاي شرعي و حمايت‌هاي مالي در قالب احکام و عقود شرعي نظير وقف درخصوص امر سفر معنا و دليل موجهي نداشته باشد.
بدين ترتيب اينک مسئله آن است که هر چند تامين مالي سفر از طريق اسباب وقف طي قرون گذشته به عنوان يک واقعيت مشهود تاريخي و به عنوان يکي از افتخارات مؤمنين و نظا‌م‌هاي سياسي حاکم بر جوامع اسلامي به شمار مي‌رفته است، در عصر حاضر که جوامع با دوران رونق صنعت گردشگري به صورتي گسترده مواجه اند، بنظر مي‌رسد که چنين نقشي کمرنگ شده و گاه تنها در شواهد تاريخي قابل جستجو است.
اگر از منظر ديني به مسئله بنگريم، يکي از رجحان‌هاي بزرگ دين مبين اسلام در آن است که از يک سو بر اعمال حسنه (همچون سير و سفر) تاکيد دارد و از طرف ديگر ديني پيشرو تلقي مي‌شود که پاسخهاي مناسب زمان را بخصوص در قالب احکام ثانويه خود ارائه مي دهد. 
به اين ترتيب، اگر از نقش تأمين مالي وقف در صنعت گردشگري به طور نسبي کاسته شده است، دليل آن قطعاً به زاويه نگاه آئين اسلام باز نمي‌گردد. بخصوص توجه به اين نکته بسيار ضروري است که اسلام با عنايت به قابليت پاسخ‌گويي به نيازهاي زمانه مطابق شرايط هر عصري بايد به نياز به سفر که براساس مطالعات گسترده در جهان، روند رو به رشد تقاضا براي آن زائيده تغيير فرم مراکز جمعيتي به جوامع کلان شهري و صنعتي شده است هم پاسخي فراخور بدهد. 
حتي شواهد روشني نظير آنچه در برخي کشورها مشاهده مي‌شود وجود دارد که در عصر حاضر مبلغان مذهبي به انگيزه آموزش‌هاي ديني و جلب توجه بيشتر مؤمنان و مسلمانان به مباحث مذهبي به سرزمين‌هاي مختلف سفر کرده و ضمن اقامت کردن در اماکن مذهبي در جوار مساجد و تامين مالي از سوي آنها براي نيازهاي روزمره خود، مردم را براي شنيدن مباحث مذهبي به جلساتي که از سوي خود ايشان در مساجد برگزار مي‌شود دعوت مي‌نمايند. به اين ترتيب نياز براي تقويت معنوي مسلمانان، بخصوص گاه در سرزمين‌هاي غيراسلامي، به نوعي از طريق حمايت‌هاي مادي و معنوي نهادهاي مذهبي همچون مساجد تامين مالي مي‌شود که مي‌تواند در قالب وقف شکل گرفته باشد.
از طرف ديگر سطح درآمد سرانه پايين در بسياري از کشورهاي اسلامي و علاقمندي مردمان اين سرزمينها در بجاي آوردن فريضه حج و ضرورت توسعه روابط فرهنگي ميان جهان اسلام از طريق کنگره عظيم حج که همه ساله ميليونها تن را از سراسر جهان گرد هم مي‌آورد، دليلي روشن است براي اينکه بايد شيوه‌هايي جهت تامين مالي چنين سفري براي آن گروه از مسلمانان که قدرت تأمين مالي آنرا ندارند، فراهم گردد. بخصوص که سطح توسعه پايين فرهنگي، اغلب با سطح درآمد سرانه پائين گره خورده و در واقع تأمين مالي چنين سفري را بايد رسالتي بر دوش ملتهاي مسلمان و گروهي از مؤمنان دانست که تمکن مالي دارند. اما بنظر مي‌رسد اگر اين اقدام بخواهد در قالب حمايت‌هاي مستقيم مالي (دولتي يا غيردولتي) و در قالب کمکهاي مالي شکل گيرد، کاملاً محتمل است که از زماني به زمان ديگر، حجم اين منابع يا اولويت‌بندي اختصاص اين منابع به حمايت از چنين سفري دچار تغيير شود. 
در نتيجه، مسئله مهمي که اينجا خود را نمايان مي‌سازد اهميت ساز و کاري است که وقف در قالب آن شکل مي‌گيرد. سازوکاري که اجازه مي‌دهد منافع حاصل از کسب و کار يا مستغلاتي خاص در عين حبس شدن عين آن، به اين مسير هدايت شود. بنابراين ورود سنت حسنه وقف به حوزه صنعت گردشگري امکان استمرار بلندمدت حمايت‌هاي مالي را بدنبال دارد و اين ويژگي است که وقف را از برخي انواع ديگر حسنات نظير هديه و جز آن جدا مي‌سازد.
فارغ از فريضه حج، ضرورت تعامل فرهنگي ميان جوامع اسلامي و تقويت مباني فرهنگ اسلامي و گسترش صلح پايدار ميان ملتهاي مسلمان خود عامل ديگري است که در باب اهميت سفر ميان گروههاي فرهيخته جوامع اسلامي، بخصوص جوانان و از ميان ايشان دانشجويان، قابل ذکر است. بنظر مي رسد دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در جهان اسلام در اين خصوص وظيفه‌اي انکارناپذير برعهده دارند.
در اين مورد، يک نکته بسيار مهم آن است که چنين مؤسساتي در عمل بسياري از منابع مورد نياز براي اين امر را هم در اختيار دارند. خوابگاههاي دانشجويي، سلف سرويسها و ساير امکانات اين مؤسسات از جمله اين ملزومات به شمار مي‌رود. به عنوان مثال، همانگونه که در کشور ايران قابل مشاهده است، خيرين در راستاي احداث چنين ابنيه اي از خود اشتياق نشان مي دهند. لذا، اگر ضمن انجام سرمايه گذاري هاي وقفي توسط واقفين در محيط دانشگاهها، با متوليان دانشگاهها جهت بهره برداري از اين امکانات در محدوده هاي خاص زماني، نظير تعطيلات تابستاني، در خدمت‌رساني به گردشگران هماهنگي بعمل آيد، قدمي بسيار بزرگ در تامين بخشي مهم از نيازهاي خدماتي گردشگران برداشته خواهد شد.
همانگونه که قبلاً خاطر نشان گرديد، مساجد، تکايا و حسينيه‌ها در طول تاريخ در جوامع اسلامي، نقشي بسزا در امر گردشگري ايفا کرده‌اند. چنانچه در مثالهايي که قبلاً ذکر گرديد، در بسياري موارد نه تنها اقامت، بلکه غذا و حتي امکانات حمل و نقل و خدمات جانبي نيز در اختيار مسافران قرار داده مي‌شده است. امروزه ملاحظه مي گردد که چنين نقشي تا حدودي بسيار رنگ باخته است. در مساجد، جز به هنگام برگزاري نماز و مراسم خاص، يا درها بسته است و يا بر حسب شرايط موجود، امکان ماندن و بيتوته کردن در آنها حتي براي در راه ماندگان که حقي معلوم در ا موال جامعه اسلامي دارند وجود ندارد. بديهي است که چنين مسئله‌اي زائيده مشکلات و شرايط فرهنگي و اجتماعي هر يک از جوامع اسلامي در عصر حاضر تلقي مي گردد. اما با عنايت به اهميت، ضرورت و مطلوبيت سير و سفر از ديدگاه شارع مقدس، گويا تکاليف شرعي مسلمانان در اين زمينه به زمين مانده است. 
چه بايد کرد؟ متوليان ا مور مساجد و موقوفات در اين زمينه وظيفه اي جدي بر عهده دارند. از يکسو طراحي مساجد و کاربري فضا هاي آنها بايد بگونه اي انجام پذيرد که ضمن حفظ قداست و امکان بهره برداري متعارف از آنها، زمينه مساعد جهت استفاده براي خدمت رساني به ابن سبيل و در راه ماندگان و حتي گردشگران مبلغ امور مذهبي فراهم گردد. از ديگر سو، شيوه مديريت منابع دراختيار نهادهاي مذهبي از قبيل مساجد، حسينيه‌ها، تکايا و همچنين نهادهاي وقفي مي‌بايست در آن جهت متحول گردد که اين نهادها بتوانند جايگاه ارزشمند خود را در اين زمينه بازيابند. 
در واقع، چنين بنظر مي‌رسد که با توجه به وجود سوابق درخشان و تاکيد شارع مقدس بر مساله گردشگري، مسئله رکود نقش وقف در توسعه گردشگري در شرايط حاضر در جوامع اسلامي، بيش از آن که حاصل فقدان اسباب يا سابقه باشد، حاصل نوعي غفلت فرهنگي است که خود از تحولات در شرايط اقتصادي-اجتماعي و حتي سياسي در دوران معاصر تأسي جسته است. 
نتيجه گيري و پيشنهادات
صنعت سفر از آغاز با سنت حسنه قف در تعاملي مثبت قرار داشته است. سفر و حرکت به عنوان موضوعي فرهنگ‌ساز و داراي ارزش از ديدگاه مذهبي، مورد حمايت شارع مقدس قرار داشته و علاوه بر احکام اوليه تسهيل کننده شرايط مسافران، ابزارهاي حمايتي همچون مشارکت در سرمايه گذاري هاي وقفي در توسعه آن نقشي مؤثر بر عهده داشته‌اند.
در عصر حاضر اما تعامل ميان سنت وقف و صنعت سفر در برخي جوامع اسلامي و از جمله در ايران، کمرنگ‌تر از پيش شده است، اين رخداد نه زائيده کاسته شدن از اهميت سفر و حرکت نزد مؤمنين و نه حاصل تضعيف نهاد وقف در جامعه اسلامي است، بلکه بنظر مي‌رسد که تعامل سازنده ميان سفر و وقف به نوعي با غفلت فرهنگي در طول زمان مواجه شده است.
نتيجه آن که براي جان بخشيدن دوباره به اين تعامل، فرهنگ سازي قدم نخستيني است که بايد برداشته شود. روشن شدن سابقه تاريخي نقش وقف در توسعه صنعت سفر و ذکر اين تجارب به همراه يادآوري قداست امر سفر در اين ميان حائز اهميت است.
از سوي ديگر احياي موقوفاتي که در گذشته تمام يا بخشي از منافع آنها در امر ترويج سفر و تسهيل نيازهاي گردشگران به کار برده مي‌شده است، سياستي است که به مورد اجرا گذاردن آن برعهده متوليان وقف و خاصه سازمان اوقاف و ا مور خيريه است. بديهي است در اين خصوص، نگاه کارشناسي به نحوه توزيع منافع و راهکارهاي اجرايي باز زنده‌سازي اين موقوفات و همچنين تجديد نظر در نحوه بهره برداري کالبدي آنها، واجد اهميت بسياري است. موضوعي که هم مي‌بايد از سمت تخصصي گردشگري و هم از زاويه عالمانه و تطابق شريعتي وقف بصورت مشترک بدان نگريسته شود.
سرانجام اينکه چون وقف به هر تقدير، يکي از شيوه‌هاي تأمين مالي ارائه خدمات اجتماعي است، از اين منظر شيوه‌هاي محرک گسترش فعاليت‌هاي مرتبط با وقف، چه از منظر حجم منابع و چه از لحاظ حيطه ها و دامنه هاي کاري، نيازمند توجه ويژه هستند.
گسترش بيش از پيش حسنه وقف نه فقط در گرو توسعه فرهنگ معنوي و تهييج خصلت هاي نيکوکارانه مؤمنان است، بلکه از طريق کاربست مشوق هاي مالي، همچون توسعه معا فيت‌هاي مالياتي هم، فرهنگ وقف قابل اشاعه است. اين زمينه نيز محدوده‌اي است که بايد بصورت مشترک از سوي متخصصان حوزه مسائل مالي، بخصوص حوزه اقتصاد بخش عمومي و کارشناسان حوزه وقف، بدان بيش از پيش پرداخته شود.
وقف بنا به ماهيت، حسنه اي جاريه است. از اين رو استمرار منابع مالي حاصل از آن در طول زمان ويژگي برجسته اي است که در حمايت اين حسنه از هر نوع فعاليت اقتصادي، بالاخص صنعت گردشگري در امتداد زمان مي بايست مورد توجه خاص قرار گيرد. 
لذا، انجام سرمايه گذاري هاي وقفي توسط واقفين در فضا هايي نظير محيط دانشگا ه ها، يا توسعه امکانات مساجد براي ارائه خدمات اقامت به گردشگردان و مبلغين مذهبي و حتي ديگر اقشار جامعه، يکي از راهبردهاي مشارکت امور اوقاف در توسعه صنعت گردشگري بشمار مي آيد. 
بدين ترتيب، امکان احياي نقش وقف در تأمين مالي صنعت گردشگري، صنعتي که به دليل برخورداري از ارتباطات قوي بين بخشي در اقتصاد، به عنوان موتور محرکه رشد و توسعه تلقي مي شود، فراهم مي آيد و از اين طريق توسعه و ترقي جوامع اسلامي در عصر حاضر شتاب خواهد گرفت و خاطره تاريخچه درخشان اين شيوه مترقي تامين مالي اسلامي در پيشتازترين کسب و کار عصر حاضر باز زنده خواهد شد.
منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/120815/ )
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر